Friday, April 21, 2006


بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايي من بزرگ است

امروز اول ارديبهشت است...سالروز تمام شدن آخرين تپش هاي شاعري كه صدايش زمزمه گر بحبوحه هاي بلوغ تمام آنهايي است كه با عبور از هشت كتاب عاشق شدند .... فهميدند...نوشتند.... سراييدند ودر پناه امن واژه ها يش جرات آن را پيدا كردند كه ردش كنند.... عاشقانه ...همانگونه كه شيفته اش شده بودند
سمت خيال دوست
ماه
رنگ تفسير مس بود.
مثل اندوه تفهيم بالا مي آمد
سرو
شيهه بارز خاك بود.
كاج نزديك مثل انبوه فهم
صفحه ساده فصل را سايه ميزد.
كوفي خشك تيغال ها خوانده مي شد
از زمين هاي تاريك بوي تشكيل ادراك مي آمد
دوست توري هوش را روي اشيالمس مي كرد.
جمله جاري جوي را مي شنيد
،با خود انگار مي گفت
هيچ حرفي به اين روشني نيست
من كنار زهاب فكر مي كردم
امشب راه معراج اشيا چه صاف است
سهراب سپهري

4 Comments:

At Fri Apr 21, 11:14:00 AM, Anonymous الهام ملک پور said...

منقار در گوشت بی مهره
نادیا من تهرانم کاش می شد ببینمت

 
At Sun Apr 23, 12:25:00 AM, Anonymous امير قاضي پور - الهام ملك پور said...

يك سالگي نشريه ادبي دومينو ... همراه با انتشار «مانيفست شماره دو شعر» و شعرها و مقالات ديگرhttp://www.domino.blogfa.com

امير قاضي پور - الهام ملك پور

 
At Sun Apr 23, 03:04:00 AM, Anonymous zeinab hassanpour said...

salam nadia jan .mamnoon ke omadi.kheili kheili khoshhalam kardi.rasti vase tabadole link pishghadam hastam.yadet nare dokhtare khoob?

 
At Mon Apr 24, 09:57:00 AM, Anonymous رو شنک said...

سلام نادیا
امید وارم حالت خوب باشه
سنگین بود

 

Post a Comment

<< Home