اين مرده روي زخمهاي خودش خواب است
ليز
رقص انگشتهاي تو در انحناي روده هاي كسي
مثلث بيرون زده از توهم دندانهام
گوشه در گوشه
گرگ نمي زدي حتي
از سرگذشته... اشتباه لبهاي نيمه صورتي ات را به دامنم برگرد
عبور فاجعه ازچشمهاي يوسفت را كه در كدام ، معلق
دوباره تر شده اين چاه را تورا به خدا به برم كِش
رقص انگشتهاي تو در انحناي روده هاي كسي
مثلث بيرون زده از توهم دندانهام
گوشه در گوشه
گرگ نمي زدي حتي
از سرگذشته... اشتباه لبهاي نيمه صورتي ات را به دامنم برگرد
عبور فاجعه ازچشمهاي يوسفت را كه در كدام ، معلق
دوباره تر شده اين چاه را تورا به خدا به برم كِش
دوباره تر به برم كش
آتش گرفته بر كناره هاي خالي يك اسم
گور گور دف به دور مُثله هاي هر شبه مان
چرخيده در الكي مست و شمس تبريز من
به هيات يك استخوان نيمه جويده در تب مولانا وُ
تورهاي قونيه در مسيرهاي نرفت
چاك خورده بر دهان ساده ي بيش از هزار و سيصد و هشتاد سال بعد
كدام سوره ي قرآن و عاشقترانه هاي تو بر پشت پيراهنم
عجيب زرد مي زند
اين هفت توله ي مدفون شده در خوف زيباييت
زاييده زير عرق سوز بدجور باكرگي هاي نامهاي مني
ناسور زخم بستر گرفته هاي نامهاي خودت
نامهاي خودت
نامهاي خودت ....
اسمهاي من
روي پيغام گير اين شهر باور نمي كني كه نمي خواند؟
گير كرده روي ...
...جا....ي....زوزه ....از....لا...ب...ه ...لاي
كپك
آتش گرفته بر كناره هاي خالي يك اسم
گور گور دف به دور مُثله هاي هر شبه مان
چرخيده در الكي مست و شمس تبريز من
به هيات يك استخوان نيمه جويده در تب مولانا وُ
تورهاي قونيه در مسيرهاي نرفت
چاك خورده بر دهان ساده ي بيش از هزار و سيصد و هشتاد سال بعد
كدام سوره ي قرآن و عاشقترانه هاي تو بر پشت پيراهنم
عجيب زرد مي زند
اين هفت توله ي مدفون شده در خوف زيباييت
زاييده زير عرق سوز بدجور باكرگي هاي نامهاي مني
ناسور زخم بستر گرفته هاي نامهاي خودت
نامهاي خودت
نامهاي خودت ....
اسمهاي من
روي پيغام گير اين شهر باور نمي كني كه نمي خواند؟
گير كرده روي ...
...جا....ي....زوزه ....از....لا...ب...ه ...لاي
كپك
بوي گند بدي مي دهيد برادران خائن من
بر دهان خوني يك اتهام نيمه منقرض شده از فرط خاكستري كه دوستم
ندارد ...خدا....ندارد
به هوش مي رفتم از تمام اين پريده هاي اوكه در برابر من
به هوش مي رفتم از تمام اين پريده هاي اوكه در برابر من
ترمز بريده به مردي زد
كه هفت روز هفته
وقف به خودكش كشيدنهاش
در روايت دارو قصه هاي آش و لاش خودش
و گاه گاهي كه مي شود عاشق ترم كني
مثل يك گوسفند پاره پاره غسلم داد
و از لاي بند بسته ي كفنم
گيرم به آرام تر ببوسيدنت عزيز دلم
اين مرده روي زخم هاي خودش خواب است
ناديا حيدري
ارديبهشت 85
كه هفت روز هفته
وقف به خودكش كشيدنهاش
در روايت دارو قصه هاي آش و لاش خودش
و گاه گاهي كه مي شود عاشق ترم كني
مثل يك گوسفند پاره پاره غسلم داد
و از لاي بند بسته ي كفنم
گيرم به آرام تر ببوسيدنت عزيز دلم
اين مرده روي زخم هاي خودش خواب است
ناديا حيدري
ارديبهشت 85

15 Comments:
salam
karahaye man 2paregi ra darad... kash mishod kenar har shear sedaye shaer ham mibod.
kare to ham mikhanam ... khob bashi!
Dear Nadia, please check all your mails as I am not sure whether or not I have sent it to corret address. I hope you get it. Regards
nadiya jan salam,jaleb bod ey kash as zendeham benevisi...?
خوب بود.همین شاید برای نشان امدنم ... شاید کافی باشد.
......تكراري شده بود يه جوري كلمات جا نيفتاده بود
salam. man kamtar bar mikhoram be karhaei ke mikhan etefaghi dar zaban ijad konan va nemitoonan. ama, ghablan ham barat neveshtam, zabane to shekl gerefte. masnooei nist. midooni kojaie sheret kheili baram ziba bood? bad az fazasazie ebtedaei :dobare tar be baram kesh. midooni dar morede sher mishe kheili harf zad. dastan be in andaze razalood nist. kare pokhtei bood. shakil. shad bashi. moshtaghe khoondan kare badi. mokhlesam
This post has been removed by a blog administrator.
اين هفت توله ي مدفون شده در خوف زيباييت
زاييده زير عرق سوز بدجور باكرگي هاي نامهاي مني
ناسور زخم بستر گرفته هاي نامهاي خودت
زیبا بود و امروزی این شعر شما . راستی می دانی شعر بود.
بوی مرگ می دهد
تمام صفحهتان را با لذت خواندم خانم حیدری. هیجان زده شدم از یافتن این صفحه. بی تعارف می گویم.شادکام باشید. تا بعد.
سلام/ موفق باشی و ... و پر
kouk be rooz shod
saalam
khaste nabashid
fekr nemikonid in zaban ke ba an sher migooeed jassanoee bashad
manzooram taghallobi nist chizi ke hast male shoma nist ya shayad mandaram eshtebah mikonam ya shayad hame darand ba yek zaban sheer migooyand
ya o ya o ya
movvafagh bashid
3or3ore.blogspot.com
Post a Comment
<< Home