Saturday, August 19, 2006

نقشي از شيرين قندچي

كريانِگي
بر كه مي گردد زن نيست.در آپارتمان را نيمه باز گذاشته ورفته .چطور نفهميده يعني ؟صداي كر كننده ي كولر ...صداي فريادهاي خودش. همهمه ي ماشين هاي آن پايين.بوقهايشان؟آنقدر كه نشنيده كه دويده توي اتاق مانتويش را جوري از رخت آويز كشيده كه رخت آويز چوبي افتاده وسط اتاق خوابشان و تمام لباسها...همينطور داشته داد مي زده روبه پنجره باز و خط نگراني را نديده توي چشمهاش...نشنيده:" يواشتر!"نشنيده كفش هاي پاشنه دار سياهش را به غيظ كوبيده باشد روي سراميك هاي سفيدو دررا نيمه باز گذاشته باشد...بركه مي گردد زن نيست

12 Comments:

At Mon Aug 21, 03:08:00 AM, Anonymous douman said...

لذت بردم در عین کوتاهی گویا
به روزم . بیا
سلام

 
At Mon Aug 21, 09:38:00 AM, Anonymous elhame malekpoor said...

تحشیه:این یادداشت که در زیر می آید روی کار"نیست فضای این اثر با شما!"نوشته شده است. ولی خوب به دلیل های فراوان اگر چه در همان زمان تولید شده بود ولی دست نداد تا اکنون برای ادرایه آن.
نادیا از من خواست که پیدایش کنم و برایش این کار را انجام دادم و در سطر بعد می توانید شروع به خواندنش کنید.

سلام نادیای عزیز
کارت رو خوندم ولی اگر یک بار دیگه بخونمش سرم می خوره به دیوار؟!
چون کلمه ها(ت) پر از شیرابه بود.
تا حالا یک لاک پشت را پرت کردی؟ یا از دستت افتاده؟ وقتی می افتد یه مایع شبیه شیرابه اطرافش رو پر می کند.
من یه بار این کارو کردم؛ یک لاک پشت را پرت کردم توی باغچه ولی بعدش تصمیم گرفتم دیگه این کارو نکنم.
دایره واژگان این شعر به دیوار خورده و مثل لاک پشت من نم پس داده. این که خیلی چیزا می شه پیدا کرد تو این کار حرفی نیست. لذت بردم ولی می دونی من اسم این کار رو چی خوندم اول؟"نیست اعضای این اثر با شما"
شیرابه. واژه های شیرابه دار و لاک پشتی. شیرابه ی کاهو. انجیر. منتظرت می مونم و حتمن کارو یه بار دیگه می خونم.

 
At Tue Aug 22, 11:44:00 AM, Anonymous azita haghighijoo said...

salam.weblog e khoobi darid.movafagh bashid.

 
At Tue Aug 22, 10:26:00 PM, Anonymous مجتبی said...

سلام دوست عزیزم ... احساس می کنم که تب اسماعیلیسم(نوعی داستان کوتاه کوتاه البته مینی مالیستی با مختصات شخصیت پردازای نوول مانند( به شما هم رسوخ کرده( شوخی مکنم)..باید کارتون رو بخونم اما اول کاراتون خیلی شبیه کارای اقای اسماعیلی شده .. نمی دونم شاید من اینطور احساس میکنم. م یخونم و برمیگردم . قربان شما خدانگهدار

 
At Wed Aug 23, 03:44:00 AM, Anonymous تيمور آقامحمدي said...

نادياي عزيز! با مقاله «کدام صفارزاده؛ شاعر يا آکادميسين؟» به روزم
خوشحال می‌شوم سربزنی
ايام به كام

 
At Wed Aug 23, 12:15:00 PM, Anonymous azita haghighijoo said...

salam aghaye neyestani.mamnoon az lotfetan .majalle hanooz be dasteman nareside .be adress e jadid ferestadid?pishapish mamnoon.shaad bashid va hamishe.

 
At Thu Aug 24, 11:05:00 AM, Anonymous آرین دینازاد said...

پس بتمرگید و به همان سبک عهد بوقیتان بکشیدم.. البته من وقتی برای خودم زمزمه می کنم میگم ... پس بتمرگید و به همان سبک عهد بوقیتان نقاشی ام کنید... البته با اجازه..

 
At Sun Aug 27, 02:26:00 AM, Anonymous miriam.j said...

البته من می خوام این پرانتز رو این وسط باز کنم که اصولا مشکل از گیرنده های آقایونه که آنتن نمی دن ( هیچ وقت ! ) زبان این کارتون با چیزایی که قبلا ازتون خونده بودم ....(جای خالی رو با کلمه ی مناسب پر کنید . ) من شعرهاتون رو ترجیح می دم . شخصا. با اجازه لینکتون رو گداشتم تو وبلاگم ( البته اهمیتی هم نداره چون فکر نمی کنم کسی بیاد وبلاگ من ! )

 
At Tue Aug 29, 10:18:00 AM, Anonymous maryam said...

salam, mamnoon az lotfetoon , albat man hamishe goftam o migam, shaer nistam, ama shere akhare shoma , yani hamin matlabe ziri ro kheyly dost dashtam

 
At Fri Sep 01, 06:54:00 AM, Anonymous amir said...

سلام دوست شاعر
شهدا در انتهای کانال خوابیده اند سطری از یک شعر درخشان از مجید یگانه است

 
At Sun Sep 03, 12:28:00 AM, Anonymous دومان said...

اين غربت مقدر ،

تا انتهای عالم با ما خواهد ماند و انگار همه ی زيستن ،

يعنی شکستن اين غربت ناگزير...

 
At Mon Sep 04, 01:57:00 AM, Anonymous vahid said...

نادیای عزیز. من یه داستان نوشتم اما هنوز کامل نیست. کامل که شد، خبر بدم لطف می کنی بخونیش. شاد باش

 

Post a Comment

<< Home