نقشي از شيرين قندچي
كريانِگي
بر كه مي گردد زن نيست.در آپارتمان را نيمه باز گذاشته ورفته .چطور نفهميده يعني ؟صداي كر كننده ي كولر ...صداي فريادهاي خودش. همهمه ي ماشين هاي آن پايين.بوقهايشان؟آنقدر كه نشنيده كه دويده توي اتاق مانتويش را جوري از رخت آويز كشيده كه رخت آويز چوبي افتاده وسط اتاق خوابشان و تمام لباسها...همينطور داشته داد مي زده روبه پنجره باز و خط نگراني را نديده توي چشمهاش...نشنيده:" يواشتر!"نشنيده كفش هاي پاشنه دار سياهش را به غيظ كوبيده باشد روي سراميك هاي سفيدو دررا نيمه باز گذاشته باشد...بركه مي گردد زن نيست


12 Comments:
لذت بردم در عین کوتاهی گویا
به روزم . بیا
سلام
تحشیه:این یادداشت که در زیر می آید روی کار"نیست فضای این اثر با شما!"نوشته شده است. ولی خوب به دلیل های فراوان اگر چه در همان زمان تولید شده بود ولی دست نداد تا اکنون برای ادرایه آن.
نادیا از من خواست که پیدایش کنم و برایش این کار را انجام دادم و در سطر بعد می توانید شروع به خواندنش کنید.
سلام نادیای عزیز
کارت رو خوندم ولی اگر یک بار دیگه بخونمش سرم می خوره به دیوار؟!
چون کلمه ها(ت) پر از شیرابه بود.
تا حالا یک لاک پشت را پرت کردی؟ یا از دستت افتاده؟ وقتی می افتد یه مایع شبیه شیرابه اطرافش رو پر می کند.
من یه بار این کارو کردم؛ یک لاک پشت را پرت کردم توی باغچه ولی بعدش تصمیم گرفتم دیگه این کارو نکنم.
دایره واژگان این شعر به دیوار خورده و مثل لاک پشت من نم پس داده. این که خیلی چیزا می شه پیدا کرد تو این کار حرفی نیست. لذت بردم ولی می دونی من اسم این کار رو چی خوندم اول؟"نیست اعضای این اثر با شما"
شیرابه. واژه های شیرابه دار و لاک پشتی. شیرابه ی کاهو. انجیر. منتظرت می مونم و حتمن کارو یه بار دیگه می خونم.
salam.weblog e khoobi darid.movafagh bashid.
سلام دوست عزیزم ... احساس می کنم که تب اسماعیلیسم(نوعی داستان کوتاه کوتاه البته مینی مالیستی با مختصات شخصیت پردازای نوول مانند( به شما هم رسوخ کرده( شوخی مکنم)..باید کارتون رو بخونم اما اول کاراتون خیلی شبیه کارای اقای اسماعیلی شده .. نمی دونم شاید من اینطور احساس میکنم. م یخونم و برمیگردم . قربان شما خدانگهدار
نادياي عزيز! با مقاله «کدام صفارزاده؛ شاعر يا آکادميسين؟» به روزم
خوشحال میشوم سربزنی
ايام به كام
salam aghaye neyestani.mamnoon az lotfetan .majalle hanooz be dasteman nareside .be adress e jadid ferestadid?pishapish mamnoon.shaad bashid va hamishe.
پس بتمرگید و به همان سبک عهد بوقیتان بکشیدم.. البته من وقتی برای خودم زمزمه می کنم میگم ... پس بتمرگید و به همان سبک عهد بوقیتان نقاشی ام کنید... البته با اجازه..
البته من می خوام این پرانتز رو این وسط باز کنم که اصولا مشکل از گیرنده های آقایونه که آنتن نمی دن ( هیچ وقت ! ) زبان این کارتون با چیزایی که قبلا ازتون خونده بودم ....(جای خالی رو با کلمه ی مناسب پر کنید . ) من شعرهاتون رو ترجیح می دم . شخصا. با اجازه لینکتون رو گداشتم تو وبلاگم ( البته اهمیتی هم نداره چون فکر نمی کنم کسی بیاد وبلاگ من ! )
salam, mamnoon az lotfetoon , albat man hamishe goftam o migam, shaer nistam, ama shere akhare shoma , yani hamin matlabe ziri ro kheyly dost dashtam
سلام دوست شاعر
شهدا در انتهای کانال خوابیده اند سطری از یک شعر درخشان از مجید یگانه است
اين غربت مقدر ،
تا انتهای عالم با ما خواهد ماند و انگار همه ی زيستن ،
يعنی شکستن اين غربت ناگزير...
نادیای عزیز. من یه داستان نوشتم اما هنوز کامل نیست. کامل که شد، خبر بدم لطف می کنی بخونیش. شاد باش
Post a Comment
<< Home