Monday, September 04, 2006

حالا دوباره...من...حالا دوباره ...دانشگاه...حالا

10 Comments:

At Tue Sep 05, 12:56:00 AM, Anonymous سورا said...

درود و تبريك و تو دوباره جاني خواهي گرفت و همه چيزت تلبار خواهد شد! نترس... ولي اين يكي رو خدايي راست گفتم. شاد باشي و بماني

 
At Tue Sep 05, 02:08:00 AM, Anonymous آرین دینازاد said...

صبر کن ببینم ..منظور از دانشگاه چی بود.. سورا واسه چی تبریک گفته..؟
دانشگاه قبول شدی استاد..؟
چیه قضیه استاد؟
مسافرت خوب بود؟
خلاصه هر اتفاق خوبی که افتاده منم خوشحالم..

 
At Tue Sep 05, 04:48:00 AM, Anonymous امیر said...

دوباره رو خط بزن

 
At Tue Sep 05, 09:12:00 AM, Anonymous ساومه said...

سلام نادیا خانوم . بگو ببینیم چه خبره ؟ بابا خبر و که اینطوری نمیدن ! تبریک میگم ولی هنوز نمیدونم چه خبره :)

 
At Tue Sep 05, 09:13:00 AM, Anonymous سالومه said...

سلام نادیا خانوم . بگو ببینیم چه خبره ؟ بابا خبر و که اینطوری نمیدن ! تبریک میگم ولی هنوز نمیدونم چه خبره :)

 
At Tue Sep 05, 09:13:00 AM, Anonymous سالومه said...

ببخشید اینطوری شد :)

 
At Tue Sep 12, 01:06:00 AM, Anonymous Anonymous said...

khosh'halam ke ghabol shodi. eki do sal pish shayestash bodi. vali hala ham khobe. behet tabrik migam va rozhay khoshi ro barat arezo mikonam.

 
At Wed Sep 20, 01:02:00 AM, Anonymous دومان said...

حنجره ام تاول زده است،

از انبوه فریاد های فرو خورده در شب رسوایی عشق.

از شب دار زدن های پیاپی تا صبح.

 
At Thu Sep 21, 12:54:00 PM, Anonymous مطرود said...

مطرود ادامه دارد بیایید

 
At Mon Sep 25, 08:40:00 AM, Anonymous Anonymous said...

manam lam mikonam salam

 

Post a Comment

<< Home