زیستن در مرگ قسطی
من همانطوری می نویسم که حرف می زنم...بدون هیچ شگرد و ادا و اصولی...همه تقلایی که می کنم برای این است که به همان زبانی بنویسم که با آن حرف می زنم .چون کاغذ، کلام را بد ضبط می کند. همه مساله این است : رسیدن به عصاره زبان ...من همانطوری می نویسم که حس می کنم
شاید اهمیت و یگانگی "لویی فردینان سلین "را به عنوان نوآورترین نویسنده قرن بیستم فرانسه و یکی از تاثیر گذارترین رمان دوران معاصرغرب ،بتوان در همین چند جمله ای خلاصه کرد که خود گفته است.
لویی فردینان دِ توش که " سلین" نام مستعار اوست، در 1894 در کوربه ووا در حاشیه پاریس به دنیا آمد. پدرش کارمند ساده ی بیمه و مادرش خرازی فروش بود. خود او هم تا پیش از تحصیلات پزشکی انواع حرفه های آزاد بی شماری را تجربه کرد.اولین کتاب او"سفر به انتهای شب " و دومین کتاب او " مرگ قسطی" است .دیگر کتاب های سلین عبارتند از :
8ایگرک1955" ، "موسیقی، بدون آدم ،بدون هیچ چیز 1957"، کوشک به کوشک 1957" و....
مرگ قسطی
"مرگ قسطی " سلین تقریبا یک اتو بیو گرا فی است که با چیره دستی نویسنده اش توانسته است در قالب یک رمان مدرن با تمام ویژگی های خاص خودش تعریف شود . داستان از زاویه دید راوی اول شخص روایت می شود و آن را می توان به عنوان یک فلش بک به گذشته ای دور در نظر گرفت. در ابتدای رمان ما نرم نرم با راوی و فضای کلی روایت آشنا می شویم و پس از یک دوره پرسه زدن در فضای ذهنی راوی پرتاب می شویم به شق دوم روایت و قسمت اصلی آن. در این قسمت است که ما روایت را در یک پروسه زمانی از کودکی تا وضعیت موجود زندگی راوی دنبال می کنیم.
"فردینان" تنها فرزند یک خانواده متوسط فرانسوی است .مادرش خرده خرازی فروشی است که در تمام مدت زندگی اش مشغول فعالیت و دوندگی برای تامین زندگی خانواده و شوهر مایوسی است که از توهمات کشنده ای در باره زندگی و آینده اش رنج می برد.
در فضایی که راوی از زندگی خود در سالهای کودکی و نوجوانی ترسیم می کند ، تلخی ، ناامیدی مطلق و یک اضطراب دائمی از سقوط در فقر مطلق بر ذهنیت تمام خانوا ده حاکم است.فضایی که مدام توسط پدر و مادر به ذهن راوی تزریق می شود .به گونه ای که در برخی اوقات خود فردینان کوچک نیز به این اعتقاد می رسد که چیزی جز مجموعه ای از رذالت ها...صفات خبیثه و هرگونه پلیدی نیست که می تواند هستی یک انسان را به نابودی بکشد.
شاید به خاطر همین اضطراب مدام است که در تمام کودکی و نوجوانی به شدت تلاش می کند تا بتواند خلاف این باور را در ذهن والدین همیشه بدبین و مایوسش اثبات کند...تلاش هایی که تقریبا هیچگاه به ثمره ی دلخواه نمی نشینند.
در سالهای نوجوانی خانواده اش اورا به انگستان می فرستند تا زبان انگلیسی بیاموزد اما روحیه عجیب او و فشار عظیمی که پس از یک شکست کاری از طرف والدینش بر او وارد شده است از او شخصیتی می سازد که یکسره مقاومت در برابر تمام جهان بیرونی است .به طوری که در تمام مدتی که در انگلستان است حتی یک بار هم برای آموختن زبان انگلیسی تلاش نمی کند وحتی با هیچ کس هم کلام نمی شود....
شاید در این میان حس بدبیاری مدام، مهمترین عنصری است که مدام هم به پیکره ی روایت وهم به ذهن ما تزریق می شود.
واما مهم ترین نکته در رابطه با این رمان ،مساله ی زبان است.رمان سلین به زبان عامیانه روایت می شود و سعی در سرپیچی از زبان معمول ادبی دارد و این برای خوانندگانی چون ما که ادبیات فرانسه را با کلاسیک ها و زبان فاخر و شسته رفته ی آنها می شناسد این هنجار شکنی بسیار ویژه و جذاب است .در بسیاری از جاها متناسب با شخصیت پیچیده و در هم راوی زبان روایت هم دچار تناقضات درونی بسیار می گرددو این به باور پذیری بی حد رمان به شدت کمک می کند.
مورد جالب دیگری که در رابطه با این رمان وجود دارد شخصیت پردازی بی نظیری است که تمام شخصیت ها را جوری برای ما می سازد که انگار می بینیمشان ...آنقدر نزدیک که حتی می توانند در لذت خواندن شاهکار سلین با ما همراه شوند .

6 Comments:
خوبین استاد؟ چه خبر؟ این مرگ قسطی عجیب کتابیه..خیلی خوبه..و چون خیلی طولانی آدم نمی تونه یه سره بخوندش و بگه با اینجاش خیلی حال کردم...
هنوز دارم می خونمش...هنوز...
حافظ،حافظه ی ما نیست.این را نوشته ام سر بزنید دوست من.
سلام
گزار ش خوبی از رمان مرگ قسطی بود.این نگاه واقع گرایانه که بتواند تبدیل به یک رمان شود چیزی است که در ادبیات امروز مورد نیاز است و در ادبیات ما جایش خیلی خالی است.
merci Nadia. hamishe jazab va ravan minevisi hatta vaghti morore kotahi bar ek roman bashe.
yade shere Farrokhi Yazdi oftadam ke ZENDEGI KARDANE MAN MORDANE TADRIJI BOD...
behtarin arezoo ha ro barat daram va montazere shere tazeh hastam.
سلام
چه طوری خانوم؟
متن را می خوانم
در ضمن ممنونم
سلام من هم با یه مقاله به روزم با عنوان:
کاش ویرجینیا وولف فروغ را دیده بود!خوشحال می شم نظر شمتا رو در موردش بدونم. من هم مطلب شما رو خواهم خوند. موفق و پیرزو باشید
Post a Comment
<< Home