وحالا يك شعر قديمي و شايد نه چندان خوب كه چون دلم مي خواهد فقط چون دلم مي خواهد مي گذارمش اين تو...انگار دوباره سوگوار مرگ حرفي باشم
!امضاي اين اثر با شما نيست
راس سه ونيم عصر
زمين برعكس چرخيده بود
و آفتابگردانها يادشان مي رود مدام
كه از سرگيجه هاي شبانه ي تو
... يا
از حديث بي قراري كسي كه مي خنديد
!لگن -
فقط دارم امتحانت مي كنم
[... post ccuيك :[داخلي- روز-كريدور بخش
نخند احمق
نخند احمق
اولين نماي بلند از بوي الكل ، تخت
و يك جفت مردمك ليز
" ميگم ببند اون دهن گشادت رو"
" ميگم ببند اون دهن گشادت رو"
نمي گيرم...به خدا نمي گيرم
[بعد: بدون مشخصات
اجازه هست؟
ايستاد و يك ساعت تمام به افتخار اين تراژدي كف زد
ايستاد و يك ساعت تمام به افتخار اين تراژدي كف زد
بي خيال لگن -
( نماي بسته اي از صداي لرزش يك جفت ساق خيس...)
!چه احتضار هيجان انگيزي
اينجور كه لبهاي سرد تان روي هم
!اجازه مي دهيد گردنتان را ببوسم خانم؟
نمي شود
بلند شو
!اجازه مي دهيد گردنتان را ببوسم خانم؟
نمي شود
بلند شو
طرح اين پنجشنبه ي ناتمام را خلاص كن
راس سه و نيم عصر
راس سه و نيم عصر
خودش را انداخته توي بغلم زار مي زند
عزراييل
عزراييل
پسرك مو بور كوچه ي بغلي
كه زنبيل خالي از سيب هاي ريخته ات را
بياورم؟
پير شوي پسرم... پ...ي...ر
كه زنبيل خالي از سيب هاي ريخته ات را
بياورم؟
پير شوي پسرم... پ...ي...ر
نه! اينطور...با گريه ...نه
من كه هرروز بيشتر زنگ مي زنم
الو...مامان...الو...
من كه هرروز بيشتر زنگ مي زنم
الو...مامان...الو...
...شماره ي مشترك مورد نظر ...
ناديا حيدري
مهر 81
ناديا حيدري
مهر 81
